امروز
گیلانهغروب که میشه من بی انرژیترینم.. خسته ترین.. بی اعصابترین.. فقط دوست دارم بچه رو به باباش تحویل بدم و ببینم با این اعصاب ِقطع چیکار کنم و چطور راه بندازم که اجازه بده بلند شم شام بپزم.
ناگفته نمانه که دونه انار همراه باباش برای نماز رفت مسجد محل و یک ساعتی رو در سکوت خونه آشپزی کردم و کمی حالم بهتر کرد.
با این حال امروز لا به لای خواب های یک ساعته دونه انار سهمیه قرآن رو مرور کردم. یک فایل از دوره تربیت مربی گوش دادم. یک فایل آموزشی ورد دیدم. کارهایی که آخر هفته باید انجام بدم رو لیست کردم. کتاب هایی که باید تا آخر مرداد مطالعه کنم رو از کتابخونه برداشتم. ورزش نکردم. ۵۰ ص مطالعه نداشتم. ۴۰ تا تست نزدم.
حالا هم که به کارهام ساخت پرسشنامه آنلاین و توزیعش اضافه شده. واقعا برام یه غوزه.. مگه میشه آنلاین ۲۰۰ نفر گیر بیارم برام پر کنند؟!
