مسجد محل
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
مسجد محل گیلانه بزرگترین حسن خونه ای که فعلا توش زندگی میکنیم همجواریش با یه مسجد نوسازه. از پنجره آشپزخونه به گنبد سبزآبی مسجد دید دارم.. شب ها خصوصا تو ایام حاملگی وقت اذان مغرب تو دلم با صاحب مسجد یعنی حضرت صاحب الزمان حرف میزدم و التماس میکردم که دونه انار برام بمونه و ازبین نره.شاید کلا ۵ دفع...
سلام به خونه
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
سلام به خونه گیلانه ما بالاخره برگشتیم خونه.دونه انار حسابی خسته شد دیگه نیم ساعت آخر یه بند گریه داشت و فقط با دیدن پارکینگ گریه ش بند اومد . متوجه شد که خیابون بعد ۶ ساعت تموم شده.تا کولر آبی راه بیفته کلی بوی بد منتشر کرد تو خونه. منم سر درد و چشم درد شدیدی داشتم و بخاطر مسافرت سرم گیج میرفت. یه ...
امروز
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
امروز گیلانه غروب که میشه من بی انرژیترینم.. خسته ترین.. بی اعصابترین.. فقط دوست دارم بچه رو به باباش تحویل بدم و ببینم با این اعصاب ِقطع چیکار کنم و چطور راه بندازم که اجازه بده بلند شم شام بپزم.ناگفته نمانه که دونه انار همراه باباش برای نماز رفت مسجد محل و یک ساعتی رو در سکوت خونه آشپزی کردم و ک...
حسابرس های بلاگفا کجا نشستن؟
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
حسابرس های بلاگفا کجا نشستن؟ گیلانه من در چه حالم؟درحال خِفت کردن کاربرهای حسابرس در گروه های تلگرامی! که بیا و پرسشنامه جواب بده.. ۵ بار از هر کدوم تشکر کردم. تا الان حدود ۴۰ نفر پر کردند.. کو تا ۲۰۰ تا بشه؟! من حالت متوسط گرفتم.. بهترین حالت ۳۰۰ تا و بدترین ۱۵۰ تا. نه جنگ هست نه نت قطع و نه زندگی ...
عاقبت پرسشنامه
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
عاقبت پرسشنامه گیلانه بعد کلی دوندگی ۸۰ تا جمع کردمو دیگه حسابرسی نمونده تو این گروه های ۱۲ هزار نفری که اعلام وجود کرده باشن و من بهشون پیام نداده باشم. کلی کلمه " حسابرسم. حسابرس هستم. حسابرسی میکنم. حسابرسی کردم. حسابرسیشو. حسابرسی انجام. موسسه حسابرسی. برو موسسه. موسسه میرم. میرم موسسه. کارآموزی...
پایان نامه کذایی
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
اتمام نامه کذایی گیلانه وضعیت پرسشنامه نابسامانه.رو ۱۰۰ تا قفل کرد. بازدیدش ولی ۲۴۰ شده ! حساب دیگه ای رو بچه های بلاگفا باز کرده بودمدیگه کاری ازم ساخته نیست.. فعلا دارم فصل دوم رو مینویسم. چندتا از بخش هایی که میخوام رو از یه اتمام نامه دیگه پیدا کردم و با اصلاحات ازش برمیدارم. نمیدونم چقدر کارم...
علاج من
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:05
علاج من گیلانه گیله مرد معتقده که من نسبت به محیط زندگی و اطرافم بی توجه ام. یعنی اگه پیاله بستنی سه روز رو میز بمونه من بر نمیدارم. یا روکش ساعت هوشمندی که تازها برای تشویقم به ورزش کردن تهیه رو همینجوری انداختم. یا برق حموم روشنه و حتی بهش نمیگم که خاموشش کنه. ولی نمیدونه که من یه روز سه بار به ق...
باغ کتاب با دونه انار
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
تو دیوار پهن شدم برای خرید کالسکه...هنوز باورم نیست کالسکه ی مد نظر جلو چشمم از کفم رفت.. به فاصله یکساعت آگهیش رو دیدم ولی خیلی این دست اون دست کردم و به قول خودم خواستم تحقیق کنم. وقتی فهمیدم همون چیزیه میخوام که براش مشتری پیدا شده بود.از طرف دیگه بی حال و حوصله ترینم.. خیلی اعصابم خرده. یعنی انق...
دونه انار شرمنده
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
من این روزا بشدت نسبت به صدای گریه دونه انار تحریکپذیر یا بهتر بگم آسیبپذیر شدم. سر درد میشم و یهو به اعصابم فشار میاد. گاهی اوقات در روز واقعا دلم میخواد پدرش بردارتش و باهم برن خرید.. یا پیاده روی که من یه ساعت مطلقا بدون حس اینکه الان بیدار میشه صدایی نشنوم.دوروز قبل یکی از همین روزها بود.. مد...
افکار و احساسات من بعد از یک گفتگوی ساده با مهسا
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
افکار و احساسات من بعد از یک گفتگوی ساده با مهسا گیلانه داشتم با دختر دایی درمورد خواستگارش و دونه انار صحبت میکردم. من و دختر داییم در عقاید سیاسی و مذهبی یک زاویه ی ۱۸۰ درجه داریم و نمیدونم دقیقا چه چیزی باعث شد ما کنار هم بمونیم ! این اختلاف به حدی هست که من چادر سر میکنم و او بی حجابه. یکبار باه...
دونه انار و خانم همسایه
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
طلسم رو شکستم و خونه ی همسایه رفتم. روز اول جنگ آبمون تا غروب قطع بود.. خانم همسایه برام یه پارچ آب خوردن و یه بطری آب برای استفاده آورد. اون پارچ هنوز تو خونه بود .. که دیروز همراه یه سبد کوچیک گیلاس بردم براشون.کلی از دیدن دونه انار ذوق کرد. دونه انار هم از محبتی که میگرفت خودشو لوس میکرد و دست ها...
مسافرت با دونه انار ۵ ماهه
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
مسافرت رفتن برام واقعا عذاب آوره. قبل رفتن خونه رو باید تمیز کنم سرویس و حمام بشورم.. گاز پاک کنم ..لباس ها رو بشورم و جمع کنم.. روز حرکت هم از ۵ صبح با دونه انار بیدارم و حین رسیدن به روتین مطالعه و تثبیت قرآنم همزمان لوازم دونه انار و خودم رو میذارم کنار.. ناهار میپزم.. لباس هایی که تن دونه انار ه...
خستگی
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
هربار که میرسم شمال یکی دو روز اول از شدت خستگی به شکرخوری میفتم که چرا با بچه اومدم بیرون. این دفعه خیلی دیگه بهم فشار اومده.. دونه انار هوشیار شده نه درست میخوابه نه شیر میخوره لثه ش هم بشدت میخاره و مزید برعلت شده. خواهرشوهرم و همسرم گذاشتنش تو پتو. امتناع از شیر افزایش پیدا کرده.. شیر نمیخوره مگ...
لثه های دونه انار
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 20:22
امروز دونه انار رو دکتر بردم. تشخیص دکتر یچیزی بین رفلاکس و درد لثه برای دندون بود. دوباره کیدیزول نوشت که دو هفته مدام بدم.. اما فعلا دست نگه داشتم. من میبینم این بچه چقدر با حرص همه چیزو به لثه میکشه رفلاکسش هم الحمدلله خوب شده و نسبت به یه ماه قبل اونقدر فجیع بالا نمیاره چرا بیخودی بهش دارو بدم ...
پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:11
یک ساعت گریه کرد تا شیر خوردو من الان درست مثل گوشیم که ۴ درصد شارژ داره ، دارم خاموش میشم. RSS
پشت پرده باغ کتاب با دونه انار
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 15:11
تو دیوار پهن شدم برای خرید کالسکه...هنوز باورم نیست کالسکه ی مد نظر جلو چشمم از کفم رفت.. به فاصله یکساعت آگهیش رو دیدم ولی خیلی این دست اون دست کردم و به قول خودم خواستم تحقیق کنم. وقتی فهمیدم همون چیزیه میخوام که براش مشتری پیدا شده بود.از طرف دیگه بی حال و حوصله ترینم.. خیلی اعصابم خرده. یعنی انق...
دونه انار وقتی خوابش میومد
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 0:47
یک ساعت پیش از صدای من و باباش بیدار شد. نق زد دیگه نموند تو گهواره.. گفتم خوب یک ساعته که خوابیده حتما سیر شده. بردمش تو اتاق چرخوندم. دکوری عروسک که مورد علاقه ش هست رو بهش دادم .. بازم نق نق نق... انقدر که به گریه افتاد. با خودم گفتم یعنی یه ساعت زودتر گرسنه ش شده ؟ بهش شیر دادم خورد.. هر نوبت ک...
غربت
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 0:47
ظهر متوجه شدم خواهرشوهرم اومده تهران. خونه به هم ریخته بود.. آشپزخونه تمیز نبود.. سرویس باید شوت کشیده میشد ؛ ولی با همه ی اینها دلم میخواست خونه مون بیان. دلم میخواست یه آشنا ببینم.. یه فامیل ببینم.. با کسی غیر همسر حرف بزنم. زنگ زدم و دعوتشون کردم قرار شد اگر تونستن بیان خبر بدن. محض احتیاط برای ش...
دونه انار
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 0:47
یکی از صحنه هایی که تو بچه داری کمکم میکنه همینه. حقیقتش انقدر این مدت لج آورده دیگه از صداش خسته میشم اما وقتی میخوابه دلم تنگ میشه.دونه انار بچه ای نیست که بیخودی زار بزنه و لج کنه. نمیدونم از دندونشه یا چی که یه مدته به محض احساس گرسنگی شروع میکنه به شیون و هیچ جوره شیشه رو نمیگیره مگر اینکه رو پ...
ف
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 13:53
دیروز با فاطمه صحبت میکردم . میگفت برای صبحانه امروز شوهرش آبگوشت بار گذاشته . گویا هر روز صبح همین برنامه ست .. گفتم: یکم بیشتر درست کن پسفردا هم بخوره اینجوری خسته میشی .گفت: معده ش اذیت میشه . یاد یکی از خاله هام افتادم که عادات غذایی خاص همسرش باعث شده بود همیشه تو آشپزخونه باشه و مجبور باشه در ...