خرید بک لینک
مسجد محل گیلانه بزرگترین حسن خونه ای که فعلا توش زندگی میکنیم هم‌جواریش با یه مسجد نوسازه. از پنجره آشپزخونه به گنبد سبزآبی مسجد دید دارم.. شب ها خصوصا تو ایام حاملگی وقت اذان مغرب تو دلم با صاحب مسجد یعنی حضرت صاحب الزمان حرف میزدم و التماس میکردم که دونه انار برام بمونه و ازبین نره‌.شاید کلا ۵ دفعه برای نماز رفته باشم اما آرامش میگیرم از صدای اذان ظهر و مغرب، پارسال که راه اندازی نشده بود همه ش جای خالی صدای اذان رو حس میکردم.. الان اگه از اینجا بریم واقعا دلم میگیره از نبودش. سه شنبهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

سلام به خونه گیلانه ما بالاخره برگشتیم خونه.دونه انار حسابی خسته شد دیگه نیم ساعت آخر یه بند گریه داشت و فقط با دیدن پارکینگ گریه ش بند اومد . متوجه شد که خیابون بعد ۶ ساعت تموم شده.تا کولر آبی راه بیفته کلی بوی بد منتشر کرد تو خونه. منم سر درد و چشم درد شدیدی داشتم و بخاطر مسافرت سرم گیج میرفت. یه نصف استامنوفن انداختم بالا و چپه شدم. عاشق آرامش صبح خونه مونم. واقعا هیچ‌جا خونه ی آدم نمیشه... همه جا هم تمییییز فقط باید به لوازم سفر و لباس های کثیف رسیدگی کنمبعد من میمونم و کارهای عقب افتاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

امروز گیلانه غروب که میشه من بی انرژی‌ترینم.. خسته ترین.. بی اعصاب‌ترین.. فقط دوست دارم بچه رو به باباش تحویل بدم و ببینم با این اعصاب ِقطع چیکار کنم و چطور راه بندازم که اجازه بده بلند شم شام بپزم.ناگفته نمانه که دونه انار همراه باباش برای نماز رفت مسجد محل و یک ساعتی رو در سکوت خونه آشپزی کردم و کمی حالم بهتر کرد. با این حال امروز لا به لای خواب های یک ساعته دونه انار سهمیه قرآن رو مرور کردم‌. یک فایل از دوره تربیت مربی گوش دادم. یک فایل آموزشی ورد دیدم. کارهایی که آخر هفته باید انجام بدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

حسابرس های بلاگفا کجا نشستن؟ گیلانه من در چه حالم؟درحال خِفت کردن کاربرهای حسابرس در گروه های تلگرامی! که بیا و پرسشنامه جواب بده.. ۵ بار از هر کدوم تشکر کردم. تا الان حدود ۴۰ نفر پر کردند.. کو تا ۲۰۰ تا بشه؟! من حالت متوسط گرفتم.. بهترین حالت ۳۰۰ تا و بدترین ۱۵۰ تا. نه جنگ هست نه نت قطع و نه زندگی تعطیل. پس باید ۲۰۰ تا بشه حداقل. کو تا ۲۰۰ ؟! چجوری ۱۶۰ آدم حسابرس یا سابقه دار یا دارای آشنایی پیدا کنم ؟! یکی از همکلاسی ها میگفت برای هر کس و ناکسی لینک فرستاده حتی اونی که نمیدونسته حسابرسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

عاقبت پرسشنامه گیلانه بعد کلی دوندگی ۸۰ تا جمع کردمو دیگه حسابرسی نمونده تو این گروه های ۱۲ هزار نفری که اعلام وجود کرده باشن و من بهشون پیام نداده باشم. کلی کلمه " حسابرسم. حسابرس هستم. حسابرسی میکنم. حسابرسی کردم. حسابرسیشو. حسابرسی انجام. موسسه حسابرسی. برو موسسه. موسسه میرم. میرم موسسه. کارآموزی.کاراموزی" سرچ کردم و کاربرها رواز ۵ سال پیش کشیدم بیرون. دوستان هم فرستادن و بچه های دانشکده هم کمک رسوندن.. ولی لامصب بالاتر از این نرفت منم دیگه منابعم تموم شده. به قول یکی از بچه های ارشد، بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

اتمام نامه کذایی گیلانه وضعیت پرسشنامه نابسامانه.رو ۱۰۰ تا قفل کرد. بازدیدش ولی ۲۴۰ شده ! حساب دیگه ای رو بچه های بلاگفا باز کرده بودمدیگه کاری ازم ساخته نیست.. فعلا دارم فصل دوم رو مینویسم. چندتا از بخش هایی که میخوام رو از یه اتمام نامه دیگه پیدا کردم و با اصلاحات ازش برمیدارم‌‌. نمیدونم چقدر کارم درسته.. همین از دستم ساخته ست.راستی بلاگفا با نت همراه اول روانه.با ایرانسل خیلی دقم داد. جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 0:48 آمارگیر وبلاگ قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

علاج من گیلانه گیله مرد معتقده که من نسبت به محیط زندگی و اطرافم بی توجه ام. یعنی اگه پیاله بستنی سه روز رو میز بمونه من بر نمیدارم‌. یا روکش ساعت هوشمندی که تازها برای تشویقم به ورزش کردن تهیه رو همینجوری انداختم. یا برق حموم روشنه و حتی بهش نمیگم که خاموشش کنه. ولی نمیدونه که من یه روز سه بار به قصد برداشتن پیاله از آشپیزخونه بیرون اومدم و هربار یه مسئلهی در رابطه با شیطنت های به‌روز دونه انار حواسم رو پرت کرد و برگشتم ادامه ظرف ها رو بشورم. اون روز انقدر در رفت و آمد مرتب کردن آشپزخونه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:05

تو دیوار پهن شدم برای خرید کالسکه...هنوز باورم نیست کالسکه ی مد نظر جلو چشمم از کفم رفت.. به فاصله یکساعت آگهیش رو دیدم ولی خیلی این دست اون دست کردم و به قول خودم خواستم تحقیق کنم. وقتی فهمیدم همون چیزیه میخوام که براش مشتری پیدا شده بود.از طرف دیگه بی حال و حوصله ترینم.. خیلی اعصابم خرده. یعنی انقدر حالم بده که به هیچ کاری نمیتونم برسم.. فقط از خدا میخوام به غربت و تنهاییم رحم کنه و اونچیزی که ازش میترسم به سرم نیاد.دیروز رفتیم باغ کتاب.. کجا رفت اونهمه شوغم برای گشتن و تماشای کتاب های گوناگونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

من این روزا بشدت نسبت به صدای گریه دونه انار تحریک‌پذیر یا بهتر بگم آسیب‌پذیر شدم‌. سر درد میشم و یهو به اعصابم فشار میاد. گاهی اوقات در روز واقعا دلم میخواد پدرش بردارتش و باهم برن خرید.. یا پیاده روی که من یه ساعت مطلقا بدون حس اینکه الان بیدار میشه صدایی نشنوم.دوروز قبل یکی از همین روزها بود.. مدام نق نق.. گاهی میگم ساعتی میشه بگذره و نق نق نکنه؟ مگه میشه لثه این بلا رو سر بچه بیاره. خلاصه غروب نشسته بودم و داشتم فکر میکردم باز چی شده که نق میزنه یهو احساس عجز و تنهایی بدی بهم دست داد. برای اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

افکار و احساسات من بعد از یک گفتگوی ساده با مهسا گیلانه داشتم با دختر دایی درمورد خواستگارش و دونه انار صحبت میکردم. من و دختر داییم در عقاید سیاسی و مذهبی یک زاویه ی ۱۸۰ درجه داریم و نمیدونم دقیقا چه چیزی باعث شد ما کنار هم بمونیم ! این اختلاف به حدی هست که من چادر سر میکنم و او بی حجابه. یکبار باهم بیرون رفته بودیم.. چند ماهی از اتفاقات ۴۰۱ میگذشت.. یه نفر ما رو کنار هم دید اومد جلو و گفت چه جالب! میتونم از شما دو نفر عکس بگیرم! من مثل افلیج ها لال شده بودم و شرمناک که وقتی مهسا درخوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

طلسم رو شکستم و خونه ی همسایه رفتم. روز اول جنگ آبمون تا غروب قطع بود.. خانم همسایه برام یه پارچ آب خوردن و یه بطری آب برای استفاده آورد. اون پارچ هنوز تو خونه بود .. که دیروز همراه یه سبد کوچیک گیلاس بردم براشون.کلی از دیدن دونه انار ذوق کرد. دونه انار هم از محبتی که میگرفت خودشو لوس میکرد و دست های مشت شده ش رو به هم میسابید و نخودی میخندید. خانم همسایه هم سر کیف میومد هی نازش میداد.. به دونه انار گفت: هر جا که تو باشی شادی هم اونجاست :) توصیف دقیقی بود از حسی که لبخند و خنده های دونه انار برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

مسافرت رفتن برام واقعا عذاب آوره. قبل رفتن خونه رو باید تمیز کنم سرویس و حمام بشورم.. گاز پاک کنم ..لباس ها رو بشورم و جمع کنم.. روز حرکت هم از ۵ صبح با دونه انار بیدارم و حین رسیدن به روتین مطالعه و تثبیت قرآنم همزمان لوازم دونه انار و خودم رو میذارم کنار.. ناهار میپزم.. لباس هایی که تن دونه انار هست رو میشورم و میذارم خشک بشه.. ظرف های مونده رو میشورم.. میوه برای تو راه میشورم.‌ غذا برای توی راه.. اب داغ و آب یخ برای توی راه... هوووف. توی ماشین هم که گفتن نداره قشنگ دهنم صاف میشه تا برسیم. و کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

هربار که میرسم شمال یکی دو روز اول از شدت خستگی به شکرخوری میفتم که چرا با بچه اومدم بیرون. این دفعه خیلی دیگه بهم فشار اومده.. دونه انار هوشیار شده نه درست میخوابه نه شیر میخوره لثه ش هم بشدت میخاره و مزید برعلت شده. خواهرشوهرم و همسرم گذاشتنش تو پتو. امتناع از شیر افزایش پیدا کرده.. شیر نمیخوره مگر در حالت گیجی خواب. دیروز معده درد شدم. همسر میگه حتما سردی کردی ولی خودم فکر میکنم از اعصاب و خستگیه و سالادشیرازی با آبغوره بهانه شده..الان که برای چندمین بار با لج و گریه ی دونه انار بیدار شدم دلمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

امروز دونه انار رو دکتر بردم. تشخیص دکتر یچیزی بین رفلاکس و درد لثه برای دندون بود. دوباره کیدیزول نوشت که دو هفته مدام بدم.. اما فعلا دست نگه داشتم‌. من میبینم این بچه چقدر با حرص همه چیزو به لثه میکشه رفلاکسش هم الحمدلله خوب شده و نسبت به یه ماه قبل اونقدر فجیع بالا نمیاره چرا بیخودی بهش دارو بدم اونم دو هفته بلکه جواب بده! دکتر به لثه هاش دست زد و گفت که خیلی متورمه.. وقتی دید دونه انار دنبال انگشتمه تا به لثه بکشه احتمال داد دندون باعثش شده. خداروشکر وزن و قد نرمال بود. دکتر ذوق کرد از نحوه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:22

یک ساعت گریه کرد تا شیر خورد

و من الان درست مثل گوشیم که ۴ درصد شارژ داره ، دارم خاموش میشم.

RSS

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:11

صفحه بندی